قهرمان ميرزا عين السلطنه
1713
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مشهدى باقر آنجا رفتيم . اين يك خيابان طولانى است كه در دو سمت دكان بيشتر قهوهخانه و پشت دكاكين مثل كاروانسرا جائى است . در حجرات آن فواحش منزل دارند . . . از بعد از نماز ظهر تا الان بقدرى جمعيت اينجا آمده كه اندازه ندارد . بيشتر هم مست بودند . امروز جلوى هوتل ما هنگامه بود . صداهاى غريب تازه شنيده مىشد . تقى مىگفت كسى مرده ختم گذاشتهاند . صداى فاتحه هم آمد . بعد دلاك ارمنى كه آمد پرسيدم چه خبر است ؟ معلوم شد ميخانه اينجا است . سمرقنديها جمعه بوده مشغول خوردن مشروبات شدهاند و اين صداها از روى مستى است . درشكهء كرايه آنجا فراوان ايستاده بود . متصل مست بود نشسته و مىبردند به پاى قپاق . . . ساعت نه فرنگى ، كسانى كه شب در اين خانهها نمىمانند از اين خانه و خيابان پليس و سالدات بيرون مىكنند . امشب زودتر شروع كردند ، پليسها آمدند . به اندازهاى خندهدار بود كه نمىتوانم بنويسم . كلاه و جبه و كفش بود كه به هوا مىرفت . آدم بود كول گرفته بيرون مىانداختند . بعضيها پشت نيمكت يا درخت مخفى مىشدند . ديدن رؤيت آنها خيلى تماشا داشت . . . يك قال مقالى راه افتاده بود كه نيم فرسنگ صدايش مىرفت . در اين خيابان متجاوز از صد خانه هست و از هزار و پانصد نفر بيشتر فاحشه دارد . همه شب تا ساعت نه اين هنگامه برپاست . سابقا توى دكاكين و جلوى كوچه بودند . دو سال است حكومت حكم كرده در ميان حياط باشند . اين رسم از قديم باقى است روزهاى شنبه هم همه بايد بروند طبيب روس آنها را معاينه كند . هركدام ناخوش باشند نگاه مىدارد تا معالجه شود . ميان خيابان جمعيت فراوان بود . مست بسيار ، پليسها مردم را مثل گوسفند مىراندند . گله به گله سالدات هم بود . هرجا از پليس سمرقندى حرفشنوى نمىشد سالدات برمىخاست با چماق حمله آورده بيرون مىكرد . درشكه نشسته منزل آمدم . شام « كتلت » آورد خوردم . جلوى دالان اطاق در كوچه نشسته بودم . پليس نزديك آمد معلوم شد ازبك است . اسمش حقوردى [ بود ] . خيلى صحبت كرديم . انعامى دادم رفت . هوا بهشدت گرم [ بود ] و بسيار بد خوابم برد . شنبه ششم - بيشتر وقت را منزل بودم اطاق گرم و بسيار تلخ گذشت . على آقا نويسندهء مشهدى كاظم هم نيامد . ناچار عصر به حجره رفتم بسته بود . يك نفر يزدى پيدا شد . پيرمرد بود گفت گردش ميل داريد برويد من همراهى مىكنم . مدرسهء زن تيمور اول به مدرسهء خانم برد كه عيال امير تيمور باشد . بناى بسيار معتبرى است . در جنگ روس با اهل سمرقند گنبد و منار مسجد به گلولهء توپ منهدم شده ، نصف بيشتر مسجد